برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:49
سلام به دخترای گلم امروز یکشنبه هست و دیروز شنبه مرخصی گرفته بودم تا بابا برای حکم قیومیت کاراشو انجام بده و من پیش دختر گلم هستی جونم بمونم روز پنج شنبه و جمعه هم خونه مامانی بودیم من و هستی و تکونهای اولیه نیکی رو احساس میکردم الان هم نیکی خیلی داره تکون میخوره دیروز هم کلی لباسهای نو هستی رو مرتب کردم و یکی سویشرت و شلوار نارنجی و طوسی برای نیکی جون خریدم خیلی خوشگل شد مارک ترک بود.هستی هم استخر آیدین بود.تکونهای نیکی جونم رو تو هفته هجدهم و نوزدهم متوجه شدم
برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:49
برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:49
برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:49
برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:49
سلام به عزیزان مامان امروز که براتون مینویسم هستی عزیزم حروفهای مدرسه رو کم کم یاد گرفته و الان حرف آ ا ب س م د ر ن رو یاد گرفته ماشالله به دخترم که انقدر باهوشه و خیلی قشنگ دیکته مینویسه شنبه هفته پیش رفتیم سونو گرافی و وزن نیکی جون رو گفت 1800 گرمه و خدا رو شکر مشکلی تو سونوگرافی نبود هستی بیصبرانه منتظر تولد نیکی هست و روز شماری میکنه روز چهارشنبه بابا رفت قم و من و هستی تو خونه بودیم با هستی رفتیم پیراهن سورمه ای که داده بودم برام آستین بزنه از خیاطی گرفتم تا برای عروسی پسرخاله سعید که 30آذر هست ان شائ الله بپوشم بعد اومدیم خونه و روز پنج شنبه مامانی و بابایی اومدن خونمون من به مدت یک ساعت هستی رو پیش مامان گذاشتم و بابا هم رفته بود مسجد و رفتم تا زرگری یه پلاک اسم برای هستی داده بودم بسازه رفتم اونو گرفتم 500 شد و یه النگو هم برای تولد هستی گرفتم 1875 شد صبحشم با هستی جونم رفته بودیم ال سی وایکیکی برات شلوار زرشکی با یه بلوز خریدم و یرونه هم ادکلن برات خریدم و همه رو قایم کردم تا روز تولدت البته پلاک اس رو قراره خواهرت نیکی بهت کادو بده از خداوند بزرگ و بلند مرتبه بسیار سپاسگزارم که بهم یه دختر سالم عطا کرده و از معبودم خواستارم تا دختر دومم را نیز سالم و صالح عطا کنه و از او خواهانم تا درتمام مراحل زندگی پشت وپناه هر دوی عزیرانم باشه آمین
برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:49
برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:49
برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:49
سلام به عشقای مامان این روزها خیلی کلافه ایم بابا یه دسته گل به آب داده پول داده دست کسی و اون طرف ورشکست شده از طرفی سه روز استعلاجی گرفته بودم روز اول که یکشنبه بود رفتم آزمایشگاه و آزمایش دادم روز دوم رفتیم سونوگرافی خدارحمی و هستی هم مدرسه نرفت بهخاطر آلودگی هوا سونوگرافی گفت 36هفته و سه روزمه و وزن نیکی جون 2850 گرمه خلاصه اومدیم خونه و ظهر حاضری خوردیم و شب قرمه سبزی فرداش که سه شنبه باشه با بابا هستی خانم رو گذاشتیمدرسه و بعد رفتیم عظیمیه نوار قلب گرفتیم و اومدیم خونه یه کم پلو و گوشت مرغ ریش ریش کردم و تو پلوپز یه چیزی درست کردم این روزها خیابان ها خیلی شلوغه و همه اعتراض دارن و تو خیابانها تظاهرات میکنن از طرفی هم زلزله روی مخمون رفته و از طرفی دیگه مادر حالش خیلی نامساعده خلاصه ان شاء الله قدم دخترمون نیکی جون انقدر خوب باشه که همه چیز روبه راه بشه راستی روز یک شنبه تولد هستی جونم بود قبلا برات چند تا چیز خریده بودم یک دست بلوز و شلوار زرشکی از السی وایکیکی و یه دونه النگو طلا و یه چراغ خواب آباژور بادکنکهای قرمز مهر و گلسر و پاکن و خلاصه خیلی خیلی خوشحال بودی ان شالله خدا بهت عمر با عذت بده و 100 ساله بشی دختر گلم تولد هفت سالگیت مبارک باشه عشقم
برچسب: نویسنده: طاها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:49